Uncategorized
 
     
 
تنها كليد Delete را بفشار تا هيچكس بويي نبرد  2008.09.17 - 11:30pm

 تصور كنيد براي سفر به يك منطقه‌ي سياحتي با طبيعتي جذاب رفته ايد كه دل هر هنرمندي را براي عكاسي به تب و تاب مي‌آورد. دوربين عكاسي خود را كه از قضا Digital نيز هست آماده و شروع به عكاسي مي كنيد. بعد از گرفتن چند عكس نا خود‌آگاه به حافظه ي دوربين رجوع مي‌كنيد تا ببينيد عكسها چطور شده‌ اند. تصاويري كه مورد پسندتان نيست را از حافظه پاك مي كنيد و عكاسي را از سر مي گيريد. آيا آن تصاوير پاك شده را دوباره خواهيد ديد؟ آيا بعد از گذشت مدتي كم قادر خواهيد بود كه بگوييد ايراد عكس چه بوده؟ … گمان نمي كنم. شما به همان بي مهابايي كه پشت سر هم و بدون خرج كردن نگاتيو عكس گرفته ايد،‌ به همان سرعت آنها را پاك مي كنيد تا مبادا عكسي كه خوب از كار در نيامده را كسي ببيند،‌ يا حتي خودتان ببينيد.
حال تصور كنيد با فردي در حال صحبت كردن هستيد و در حين صحبت، شما دچار اشتباه مي شويد و كلمه اي را اشتباها به كار مي بريد و يا موضوعي را بازگو مي كنيد كه اگر طرف مقابل از آن با خبر نمي شد خيلي بهتر بود. آيا مي توانيد اطلاعات را از حافظه ي شخص مقابل نيز پاك كنيد؟

***

هنرمندان در راهي كه پيش روي دارند مسيري بسيار پر پيچ و خم را پشت سر مي گذارند. آموختن، به كار بردن، آزمون و “خطا كردن” اركاني هستند كه بدور از اين راه نيستند و اساسا ماده ي اوليه ي و مباني مورد نياز هنر به شمار مي روند.
 هنرمند به هنگام ياد گيري طراحي ممكن است تعداد زيادي كاغذ را  بعنوان كار به نتيجه نرسيده  به دور ريزد. حتي شايد در زمان طراحي از كار خود راضي باشد،‌ اما چند سال بعد حتي حاضر نباشد آنرا در آتش چهارشنبه سوري بسوزاند. آيا تمام اين سياه قلم ها و نگاتيو ها و تمرين ها جايي جز سطل زباله نداردن؟ به عنوان جوابي كلي و منطقي بايد گفت:‌خير جاي ديگري ندارند. اما تفاوتي وجود دارد كه موضوع مقاله ي ماست.

تكنولوژي مانند سرطانيست كه رفته رفته به تمام حرفه ها و جوامع و كلا همه چيز سرايت مي كند. از اين رو هنر را نيز بي نصيب نگذاشته. هنر هميشه به چند عنصر براي پديد آمدن نياز دارد: 1- ذهن خلاق هنرمند 2- قابليت هنرمند در اجرا 3-ابزار. تاثير تكنولوژي بر مورد اول از حوصله ي بحث خارج است، اما قابليت هنرمند و ابزار مواردي اند كه در تقابل با يكديگر و رابطه با تكنولوژي ممكن است مورد چالش قرار بگيرند.
بالطبع اولين نمود تكنولوژي در ابزار است. دوربين هاي ديجيتالي، قلم هاي نوري، نرم افزارهاي مختلف همه بعنوان ابزاري كمكي براي هنرمندان بشمار مي آيند. مزاياي اين گونه ابزار بر همه آشكار است و از شمردن آن صرف نظر مي كنيم. اما يك قابليت را بارز مي سازيم و آن قدرت پاك كردن اطلاعات است. در واقع از بين بردن يك سري داده،‌ در دستگاهي كه بجاي كاغذ و بوم و يا نكاتيو و يا حتي حجم واقعي (در نرم افرارهاي مجسمه سازي سه بعدي) از حافظه برخوردار است. حافظه اي كه كاملا در اختيار شماست و شما انتخاب مي كنيد چه چيزي را نگه داريد و چه چيزي را  پاك كنيد و يا ذخيره نكنيد.

حال به دو مثال متن در پاراگراف اول بازگرديم. به نظر شما رسوايي كدام مي تواند بيشتر باشد؟ اشتباه در تكلم با فردي ديگر يا پاك كردن عكسي بدون درنگ و با نفرت از اشتباه خود؟ كدام يك واقعي ترند و كدام يك دروغي تر و پوچ تر؟
البته مورد دوم. چه دروغي سنگين تر از نپذيرفتن اشتباه خود و فراموش كردن آن به اين آساني؟ مگر در اين مسير براي آزمون و خطا قرار نگرفته ايم؟ مگر خودمان نپذيرفتيم؟ پس مباني آنرا نيز بايد رعايت كنيم.
اشتباه كردن در وادي تجربه براي هنر هيچ شرمي نبايد به همراه داشته باشد. ما در هنرهاي تجسمي (و هنرهايي كه نياز به اجرا و ارائه در حضور جماعت در طول زماني مشخص ندارند) مي توانيم انتخاب كنيم كه چه كاري را ارائه كنيم و چه كاري را خير.  پس راز كار بد مي تواند تا ابد پيش خودمان بماند، چه در آينده براي مطالعه ي سير پيشرفت و يا حتي خاطره به آن رجوع كنيم و چه اين كار را نكنيم و حتي آنرا در همان لحظه بدور بياندازيم.

اما مشكلي كه دنياي ديجيتال براي ما در اينجا ايجاد مي كند اين است كه با پديد آمدن سرعت و سهولت در همه ي روند ايجاد اثر هنري، هنرمند كه رفته رفته به اين سرعت عادت مي كند، دچار نوعي حرص در صرفه جويي در زمان مي شود. اين حرص و آز مي تواند حتي مفيد باشد و هنرمند را با سرعت به جلو راهنمايي كند. اما آيا با اين سرعت پيش رفتن درست است؟ آيا فردي كه آن دوربين ديجيتالي اولين دوربيني است كه در دست گرفته با شخصي كه سالها در آتليه دارو در اين ظرف و آن ظرف ريخته و پول تو جيبي خود را صرف خريد نگاتيو كرده و الان دوربين ديجيتال در دست دارد،‌همانند هم عكس مي گيرند؟ فكر مي كنيد كدام يك با تعداد عكس گرفته شده ي كمتر،‌زودتر به نتيجه مي رسند و راضي از عكاسي سوژه را رها مي كنند؟ و آيا اساسا مي توانيد طراح بزرگي را تصور كنيد كه با قلم نوري طراحي را فرا گرفته باشد؟

بايد هميشه به خاطر داشته باشيم كه ابزار تنها ابزار است. نبايد بگذاريم اين عنصر به قدري مهم شود كه قابليت هنرمند را زير سوال ببرد و يا در روند رشد آن ايجاد دردسر كند. هنرمندي كه قابليت حرفه اي در ارائه ي اثر خود را ندارد هيچوقت نه خود را راضي كرده و نه بيننده ي اثرش را. آيا رسالت هنرمند غير از اين است؟

ما در جامعه اي زندگي مي كنيم كه متاسفانه بعنوان جهان سوم نشان پيكان تمام بازارهاي خارجي شده است. مانند تمام موارد ديگر كه ايجاد فرهنگ و روش مي كند، هنر نيز از اين هجوم دور نيست. موارد بسياري از نكته هاي نفهميده و راه هاي نيمه رفته در هنر ما وجود دارد كه نه تنها كمكي به پيشرفت آن نكرده، بلكه با ايجاد گستردگي در تعدد موضوع همه مان را گيج كرده است و گره ي هنر معاصر ما هر روز كور تر مي شود. چطور مي توان بدون فهميدن چيزي، ‌آن را بسط داد و در روند آن تاثير مثبت گذاشت؟ آيا جواني كه تازه قدم در راه هنر مي گذارد،‌ بدون منبع و راهنما مي تواند بين اين همه راه و روش و مكاتب نو انتخاب درستي كند؟ و اساسا چقدر امكان دارد به يك راه نيمه رفته قدم بگذارد؟ راهي كه هنوز كسي نيست كه بگويد به كجا مي رود و آنرا كاملا فهمديه باشد.

در اين زمينه و در ارتباط با اين مقاله قدم سازنده اي كه مي توان برداشت اين است كه ما نحوه و زمان استفاده از ابزار ديجيتالي و كامپيوتري را بدانيم و آن را آموزش بدهيم. درست مثل زماني كه يك معلم طراحي براي شاگردش طراحي با مركب را زود مي داند مي شود عكاسي با دوربين ديجيتال و يا تصوير سازي با كامپيوتر را زود دانست. مطمئنا ظاهر فريبنده و طراحي هاي فوق العاده ي اين ابزار و امكانات باور نكردني روز افزون آن، هوش از هر انساني مي ربايد و براحتي تمام در دل هنر آموز رخنه مي كند.درست است كه اكثر پيش كسوتان ما ممكن است رابطه ي زيادي با اين گونه ابزار نداشته باشند. اما شناختي كلي مي تواند آنها را در كمك رساندن به فعالان تازه كار ياري كند. اينكه چه زماني مناسب است را هر فرد قابلي در هنر مي تواند تشخيص دهد. محدود كردن در اينجا به نفع هنر آموز عمل مي كند، ‌همانگونه كه مثلا طراحي با مركب برايش زود دانسته شده است.


 
   
   
All rights reseved for PendarNabipour.com © Site Meter
Developed by Amir Fekrazad